عکسهای بامزه ( شوخی ایلیا با امیرعلی)
الهی من فداتون بشم تولد بابایی بود منتظر آقاجون بودم که بیاد دنبالمون تا بریم خونشون شما اونجا بمونید من یه سر برم بیرون کیک بگیرم تا شب که دور همیم ( چهارشنبه ها ما و دایی جونا خونه آقاجون و مامان عطی جمع میشیم ) ششما رو رو به هم گذاشتمتون یه کارایی میکردید , امگار با هم حرف میزدید و جواب همو میدادید کلی ازتون عکس انداختم فیلم گرفتم اینم نمونه هاش : &...






